من زير زمين کاري ندارمهواداران حمید عسکری

 

هواداران حمید عسکری

 

صفحه ی اصلی- تماس با ما - طراح قالب

عكس تصادفي

موضوعات

 

 

لینک دوستان

 

♥کمـــپ هــــواداران حـــمیـــدعسـکــری♥
فرزاد*****شلیک*****فرزین
رما موزیک | انتخاب بهترینهای موسیقی
کیت اگزوز
زنون قوی
چراغ لیزری دوچرخه

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان هوادار حمید عسکری و آدرس hamid-askari.LoxBlog.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.






زیباترین سایت ایرانی
جدید ترین سرویس وبلاگ
زیبا ترین قالب های وبلاگ
نازترین سایت ایرانی

 

آرشيو

 

اسفند 1392
بهمن 1392
تير 1392
خرداد 1392
ارديبهشت 1392
فروردين 1392
اسفند 1391
بهمن 1391
دی 1391
آذر 1391
آبان 1391
مهر 1391
شهريور 1391
مرداد 1391
تير 1391
خرداد 1391
ارديبهشت 1391
فروردين 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
تير 1390
مهر 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهريور 1388

 

نويسنده

 

admin
سولماز رادمهر
مهرناز کیا زاده
سروین قدامیت

 

آمار سايت

 

»
»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin

  اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كن !  به مدير وبلاگ ايميل بزنيد !  ذخيره كردن صفحه!  اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها!  لينک RSS 
site map site map ror html site map
  Add to Technorati

 

 كد جاوا

 


ورود اعضا:

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 66
بازدید دیروز : 0
بازدید هفته : 157
بازدید ماه : 118
بازدید کل : 25951
تعداد مطالب : 371
تعداد نظرات : 18
تعداد آنلاین : 1

خبرنامه وبلاگ:

برای ثبت نام در خبرنامه ایمیل خود را وارد نمایید



تماس با ما

 

تبليغات


محل قرار گیری کد های بنر

من زير زمين کاري ندارم

نويسنده : admin

سلام

امروز داشتم تو نت میگشتم یه مصاحبه ی قدیمی از حمید عسکری تو سایت مجله نسیم هراز  دیدم.من که نخونده بودمش.گفتم بزارمش شاید شما هم نخونده باشید.

 

http://www.nasimeharaz.com/viewer.php?id=448

 

من ممكن است يكسري مسائل را قبول داشته باشم و يكسري مسائل را قبول نداشته باشم. ولي اين اصلا مهم نيست. ما در هر كشوري كه زندگي كنيم، بايد تابع قوانين آن كشور باشيم و به آنها احترام بگذاريم. چه قبول داشته باشيم، چه قبول نداشته باشيم. مي‌توانيم در موردش بحث كنيم و نظرمان را بگوييم. ولي به هر حال بايد تابع قوانين بود. من فكر مي‌كنم در اين صورت به نفع همه خواهد بود. مميزي وجود دارد.يكسري انتقاداتي هم نسبت به آن هست، حتي از سوي خود من. ولي به هر حال بايد تابع قوانين بود. اينطوري كم‌كم تغييراتي هم در مميزي‌ها اعمال مي‌شود. اما اينكه بخواهيم از ريشه خلاف اين جريان عمل كنيم، براي خودمان مشكل پيش مي‌آيد.

 

 

 

 

 

گفت‌وگوي ما در خانه حميد عسكري در منطقه سعادت آباد انجام شد. وقتي وارد شدم، تصاوير كنسرت آندره‌آ بوچلي از تلويزيون پخش مي‌شد كه توجهم را به خود جلب كرد. صحبتها از اينجا شروع شد كه: «من در خانه‌ام نه ماهواره دارم و نه تلويزيون نگاه مي‌كنم.» پرسيدم:«چون وقت نداري؟» جواب داد كه: « نه اتفاقا وقت زياد دارم. ولي نمي‌توانم هر چه كه ديگران برايم تصميم مي‌گيرند ببينم را تماشا كنم! واقعيت اين است كه ماهواره‌ها - به دليل منافع خودشان- تصميم مي‌گيرند كه مردم جهان چه ببينند. اما من نمي‌توانم اختيارم را به دست صاحبان اين شبكه‌ها بسپارم. به همين خاطر ترجيح مي‌دهم خودم موسيقي‌ام را انتخاب كنم. پس DVDرسانه محبوب من است. تنها از اين طريق است كه مي‌تواني يك ساعت و نيم كنسرت بوچلي را بدون هيچ گونه تبليغي ببيني و از آن لذت ببري. »

پيش از اين واقعا تصورم اين بود كه حميد عسكري مثل برخي خوانندگان ديگر اداي شادمهر را در مي‌آورد. اعتراف مي‌كنم كه حتي پس از مصاحبه نيز اين تصور كاملا از بين نرفته بود. اما وقتي نوار مصاحبه را پياده مي‌كردم، بارها به طور ناخودآگاه احساس كردم كه اين صداي شادمهر است كه دارد حرف مي‌زند. شايد چون چهره‌اش جلوي چشمم نبود.

از اينجا شروع كنيم كه سال 77 كه موسيقي پاپ پس از انقلاب به جريان افتاد، حميد عسكري كجا بود و چه مي‌كرد؟

من از چند سال قبل از آن كلاس‌هاي موسيقي مي‌رفتم...

تو بچه اصفهاني؟

آره، شهرك فولادشهر اصفهان كه مال كارخانه ذوب‌آهن است. پدرم آنجا شاغل بود.

يعني آنجا متولد شدي يا در كودكي به آنجا رفتيد؟

نه، پدرم از زمان مجردي به آنجا انتقال يافت. اصالتا برمي‌گرديم به استان فارس. بيا از بيوگرافي بگذريم. انقدر گفته‌ام ديگر خسته شده‌ام!

خيلي دنبال بيوگرافي تو نيستم. مي‌خواهم يك پيشينه‌اي از اين حميد عسكري كه روبرويم نشسته به دست بياورم. خب، داشتي مي‌گفتي كه آنجا كلاس موسيقي مي‌رفتيد.

آره، آنجا كلاس مي‌رفتيم و بايك‌سري از دوستان به صورت خيلي آماتور موزيك كار مي‌كرديم. يك گيتاري خريده بوديم و دلنگ دلونگي مي‌كرديم! بچه‌هاي ديگر بودند كه كيبورد مي‌زدند، يا در حد خيلي آماتور ويولن مي‌زدند. آن زماني كه بچه‌ها دنبال توپ مي‌دويدند، ما دنبال اين كارها بوديم!

چه سني بوديد؟

ديگر فكر كنم از دوم راهنمايي بود كه به موسيقي علاقه‌مند شدم.

متولد چه سالي هستي؟

57.

گروهي داشتيد يا هر كدام جداگانه براي خودتان ساز مي‌زديد؟

نه. گروهي در كار نبود. چند تا از بچه‌محل‌ها بودند كه ساز مي‌زدند، با هم دوست شده بوديم.

با هم ولي ساز نمي‌زديد؟

چرا، هر بار خانه يكي جمع مي‌شديم تمرين مي‌كرديم.

خب، اين نسبت به 77 چه زماني بود؟

بگذار حساب كنم. فكر كنم از سال 74-73 مي‌شد.

سال 77 چه؟

دقيقا 77 يادم نيست.

منظورم وقتي است كه موسيقي پاپ با نسل جديد خوانندگان دوباره به جريان افتاد.

يادم است كه خيلي برايمان عجيب بود. آن زمان حتي اگر در خيابان گيتار دستت بود، شايد ممكن بود بهت گير هم مي‌دادند. براي همين پدرم مي‌گفت اگر مي‌خواهي كلاس بروي با آژانس برو! آن زمان هنوز يك مقدار روي اين چيزها حساسيت وجود داشت. اولين قطعه‌اي كه شنيديم از تلويزيون كار خشايار اعتمادي بود و اصلا باورمان نمي‌شد كه همچين قطعه‌اي در ايران دارد پخش مي‌شود. خب، خيلي خوشحال‌كننده بود و احساس كرديم كه انگار دارد تغييراتي صورت مي‌گيرد. آن فضاي موسيقي‌هايي كه از صداوسيما پخش مي‌شد، فضايي بود كه هرگز نمي‌توانست يك تين ايجر را جذب كند. مي‌توانم بگويم تقريبا يك موسيقي بي‌مخاطب بود. كم‌كم ديگر موسيقي به جايي داشت مي‌رسيد كه مخاطب هم پيدا كند.

يك مقدار مي‌خواهم از سليقه موسيقايي‌ات بگويي.

من اصلا از دوره نوجواني هيچ موزيك فارسي‌زباني گوش نمي‌كردم. تقريبا ميزانش صفر بود. مگر اينكه مثلا خانواده چيزي را گوش مي‌كردند و ما هم گوش مي‌كرديم. ولي خودم بيشتر ميل داشتم به كارهاي كريس دي‌برگ يا جورج مايكل، پينك فلويد، اسكورپيونز، لئوناردكوهن و... بيشتر موسيقي‌هاي تو اين سبك را گوش مي‌كردم و از ميان اينها هم بيشتر موزيك‌هاي ريتميك و آنهايي كه ريتم‌هايش يك مقدار اكشن‌تر بود.

كوهن كه اصلا ريتميك نيست.!

نه نه. به هر حال آن مال يك حال و هواي ديگري بود كه گوش مي‌كرديم. بالاخره آدم هميشه كه انرژيك نيست. مي‌خواستم آرام گوش كنم كوهن گوش مي‌كردم يا پينك فلويد. ولي كلا ريتم‌هاي تند و ترنس و... را بيشتر مي‌پسنديدم.

چه شد كه وارد موسيقي شدي؟

خيلي عادي. مثل يك فوتباليستي كه از زمين خاكي كارش را شروع مي‌كند و هيچ انگيزه و هدف خاصي ندارد. من هم هيچ انگيزه خاصي نداشتم. همين جوري فقط اين كار را دوست داشتم.

يعني جدي نبود؟

نه، اصلا. اصلا به هدف خاصي فكر نمي‌كردم. فقط موسيقي را دوست داشتم. مثل يك پسربچه‌اي كه فوتبال را دوست دارد و مي‌رود در كوچه بازي مي‌كند. من هم فقط موسيقي را دوست داشتم، همين. چون آن زمان اصلا جو موسيقي هم جوري نبود كه فكر كني مي‌شود بعدا آن را به صورت جدي ادامه داد. حالا بعد يكسري اتفاقاتي افتاد كه طي دوره خاصي به اينجا رسيد. ولي هيچ برنامه‌ريزي خاصي در كار نبود.

شايد يك فوتباليست مي‌داند كه مي‌خواهد فوتباليست شود. اما تو خبر نداشتي از اين سرنوشت. درست است؟

آخه آن زمان فوتباليست شدن ممكن بود. اما خواننده شدن نه. چون اصلا موسيقي در كشور نبود. آن موسيقي كه من دوست داشتم نبود و به نظر هم نمي‌رسيد كه فضايش مهيا شود. به همين خاطر هم نمي‌شد به آن جدي فكر كرد. يك فوتباليست مي‌توانست اين فكر را بكند، چون فوتبال آزاد بود. اما ما نمي‌توانستيم.

حتي وقتي موسيقي پاپ راه افتاد هم فكر نمي‌كرديد؟

خب من آن موقع كم‌سن و سال بودم. آن زمان تازه جرقه‌هايي در ذهنمان زد كه يك گروه موسيقي كوچك داشته باشيم يا در حالت بالاتر اگر بشود يك كنسرت برگزار كنيم!

حتي به كنسرت هم فكر كرديد؟!

اصلا كنسرت را اجرا هم كرديم! آره، كم كم اين جرقه در ذهنمان زد و وقتي ديديم موسيقي پاپ آزادتر شده جدي‌تر شديم. ولي واقعيت‌اش اين است كه به اين فكر نمي‌كردم كه چند سال بعد پرفروش‌ترين كار سال را توليد كنم! ولي يك مقدار زمان كه به جلو رفت، به اين قضيه هم داشتم فكر مي‌كردم.

آن گروهي كه گفتي تشكيل داديد، چه بود؟ چه كارهايي را اجرا مي‌كرديد؟ كجا؟

نكته جالب درباره خودمان اين را بهت بگويم كه من و دوستاني كه با آنها كار مي‌كرديم، هرگز نمي‌آمديم كار خوانندگان ديگر را كاور كنيم. يادم است شعرهاي سطح پايين و ملودي‌هاي معمولي را مي‌ساختيم، اما كار خودمان بود. هنوز هم آن آهنگ‌ها را روي كاست دارم. با يك ضبط صوت كوچك با بدبختي كارها را ضبط مي‌كرديم، اما مال خودمان بود. خط ملودي‌ها مال خودمان بود و با كيبورد، يك تنظيم مختصري روي كار مي‌كرديم و من هم مي‌خواندم، با يك ميكروفون هزار تومني! ولي كلا از همان موقع ميل به اينكه خط ملودي‌ها و شعرهايم را خودم بنويسم در من بود.

يك سوالي كه حتما بايد بپرسم راجع به شادمهر است. احتمالا تو راجع به اين موضوع بارها حرف زده‌اي و شايد اصلا خوشت هم نيايد كه راجع به اين قضيه صحبت كنيم.

نه، بپرس. هزار بار جواب داده‌ام، بار هزار و يكم هم مي‌گويم. (خنده)

چون من خودم اگر قرار باشد مصاحبه‌اي از تو بخوانم و اين سوال درش نباشد، فكر مي‌كنم مصاحبه ناقصي است! آيا تو به شادمهر و كارهايش علاقه داشتي؟

صددرصد! آره. الان هم كارهايش را دوست دارم. در اينكه صداي ما شبيه هم است شك نكنيد، ولي نه آنقدر كه آن اوايل به نظر مي‌رسيد. الان مخاطبان من مي‌گويند كه ما احساس مي‌كرديم صداي شما خيلي خيلي به هم شبيه است، ولي حالا اين احساس كمتر شده و مطمئن باشيد به مرور اين شباهت كمتر هم خواهد شد.

شايد اين به خاطر اين است كه آن اوايل سعي مي‌كردي شبيه شادمهر بخواني.

نه، نه. اصلا. هيچ سعي‌اي در كار نبود. ببين! بالاخره داشته‌هاي ما از شنيده‌ها و آموخته‌هايمان است ديگر. شايد استقرار تارهاي صوتي دو نفر به هم نزديك باشد. البته همانطور كه مي‌داني مثل اثر انگشت مي‌ماند و هرگز به طور كامل شبيه هم نمي‌تواند باشد. ولي قطعا شباهت‌هايي وجود داشته. حالا ممكن است چند تا تحريرهايمان هم به يكديگر شبيه بوده. به هر حال شادمهر تقريبا يك نسل از من جلوتر بود ديگر. قطعا من چيزهايي از او آموخته‌ام، ولي به مرور سعي كرده‌ام آن تحريرها را كمتر و كمتر كنم. شايد در آلبوم جديدم شما اين تحريرها را خيلي كمتر بشنويد. به هر حال استايل صداي ما تو يك رنج است. فقط من و شادمهر هم نيستيم. خيلي خوانندگان قديمي‌تر از شادمهر هم هستند، مثل سياوش شمس. استايل اين صداها توي يك رنج قرار مي‌گيرد و شايد در نگاه اول جلب توجه كند. اما با گذشت زمان شباهت‌ها كمتر و تفاوت‌ها بيشتر نمايان مي‌شوند.

آلبوم تو اول به اسم شادمهر 86 منتشر شد. اين اتفاق قبل از انتشار آلبوم بود يا بعدش؟

نه، كار اصلا لو رفته بود. دو ماه قبل از انتشار و به اسم آلبوم جديد شادمهر منتشر شد.

حتما به فروش رسمي شما هم ضربه زد؟

به فروش مجاز ما بله. چون آن دو ماه اول همه آن را خريده بودند و همه ايران CD را به اسم شادمهر 86 داشتند. ولي خيلي خوشحالم كه با اينكه 2 ماه كار دست مردم بود، ما حدود يك ميليون نسخه اوريجينال فروختيم و اين ركورد خيلي خوبي است.

اولين بار در مصاحبه BBC با شادمهر بود كه مردم دائم از او درباره آهنگ تلافي مي‌پرسيدند و او اظهار بي‌اطلاعي مي‌كرد.

به خاطر اينكه آن كسي كه كار را لو داد، عمداً به اسم شادمهر منتشرش كرد...

يعني مي‌داني كه طرف كيست؟

مي‌دانم. ولي نمي‌خواهم در موردش صحبت كنم. به هر حال چيزي هم كه به مردم القا شود، همانطور مي‌پذيرند. شايد اگر از روز اول مي‌گفتند اين حميد عسكري است، كمتر اين ذهنيت به مردم القا مي‌شد.

البته خب مردم هم حق داشتند، چون شباهت صداها خيلي زياد بود.آره.

حتي من خودم بعد از اينكه فهميده بودم اين شادمهر نيست باورم نمي‌شد. چون حتي فرم گيتارها و تنظيم‌ها هم خيلي شباهت داشت. تنها ويلن‌ها بود كه به آن كيفيت نبود. اما وقتي ديدم آهنگ‌ها خوب است گفتم چرا طرف سعي كرده شبيه شادمهر بخواند؟ تا اينكه اجراي لايوتو را ديدم و فهميدم اين شباهت محصول تكنولوژي و كامپيوتر نيست. چون معمولاً اين اتفاق در استوديو به راحتي مي‌افتد، اما در اجراي لايو دست طرف رو مي‌شود.

نه، ببين اصلا در استوديو چنين كاري را نمي‌تواني انجام بدهي. من كه الان 8-7 سال است در استوديو مدام دارم كار مي‌كنم، مي‌بينم كه در استوديو هيچ كاري نمي‌شود كرد! شما در استوديو فقط مي‌تواني ريكورد كني و ميكس. همين. يك باور غلطي در بين مردم وجود دارد كه مي‌گويند توي استوديو مي‌تواني صدايت را شبيه صداي هر كسي بكني. نه، اصلا اينطوري نيست. اگر اينجوري بود كه هر كسي مي‌رفت در استوديو صدايش را به هر شكلي كه مي‌خواست در مي‌آورد و همه هم موفق مي‌شدند!

به هر حال يك شباهت ابتدايي قطعا بايد وجود داشته باشد كه بعدا در استوديو تغييراتي رويش ايجاد شود با تكنولوژي‌هاي امروز.

نه نه، اصلا چنين تكنولوژي وجود ندارد. شما فقط با تكنولوژي مي‌توانيد كيفيت كارتان را بالاتر ببريد. تنها تفاوت استوديوها در كيفيت كارشان است. هر موزيسيني كه اين مصاحبه را مي‌خواند، اگر استوديويي سراغ دارد كه مي‌شود اين كار را انجام داد، آدرس بدهد كه ديگران هم بروند استفاده كنند!

مثلا در مورد بنيامين مي‌گفتند كه او صدايش كامپيوتري است، با كامپيوتر اين جوري خوانده، او هم يك جواب خوبي داده بود، گفته بود اگر اين جوري است، اين امكانات در اختيار همه هست، هر كسي مي‌تواند برود اين كار را انجام دهد.

ولي به هر حال اجراي لايو همه اين شك و شبهه‌ها را از بين مي‌برد ديگر.من فكر مي‌كنم ذهنيتي كه شما نسبت به اين قطعات پيدا كرده بوديد، همانطور كه گفتم به مرور زمان تصحيح شده و الان تصورم اين است كه مردم اين تفاوت‌ها را بهتر احساس مي‌كنند.

آلبوم اولت چند درصد از آن چيزي بود كه مي‌خواستي و مدنظر داشتي؟

پنجاه درصد!

دليل آن 50 درصد بقيه چي بود؟

خب به خاطر اينكه در آن آلبوم 50-40 درصد كار فضاهاي جديد بود، فضاهايي كه قبلا مشابهش را نداشتيم. مثلا...

از نظر موسيقي؟

از نظر ملودي و كلا فضاي كار. مثل «قسمت». من وقتي كه اين ملودي را ساختم، چند تا از دوستانم در استوديو گفتند كه قسمت اولش خوب است ولي قسمت دومش كه مي‌گويد «هيشكي مث من تو رو دوست نداره» مي‌گفتند مثل بخش كردن كلمه مي‌ماند! اين را عوض كن. كه من گفتم اتفاقا فكر مي‌كنم اين قسمتش جواب بدهد. يا ملودي «آخه تو عزيز قصه‌هامي». اينها فضاهاي جديدي بود كه قبلا سابقه نداشته و ما در اين كار جديد داريم سعي مي‌كنيم كه اين 50-40 درصد فضاي جديد را برسانيم به صددرصد. يعني آلبوم دوم آلبومي شود كه همه بگويند اين استايل، استايل حميد عسكري است. كما اينكه الان يكسري ملودي براي خوانندگان ديگر ساخته‌ام كه از ماهواره پخش مي‌شود، بعضي‌ها مي‌بينند و اصلا اسم من را هم پاي آن كار نديده‌اند، اما زنگ مي‌زنند و مي‌گويند اين فضاي كار تو بود و تو بايد ساخته باشي. ما سعي كرده‌ايم اين 50-40 درصد را در آلبوم جديد به صددرصد برسانيم و تا اين لحظه اين جوري شده است. شما آلبوم جديد را كه بشنوي مي‌بيني كه صددرصد فضاي خودم است و كار جديدتري است نسبت به كارهايي كه توي بازار ارائه مي‌شود.

از چه نظر؟

ازنظر فضاي ملودي‌ها و اشعار، نوع بيان ملودي‌ها و... همه فضاي خودم است و تا اين لحظه هم آن چيزي كه مي‌خواستم درآمده است.

سازبندي‌ها چي؟

نيما وارسته تنظيم‌كننده آلبوم است و با توجه به سليقه خودش، دارد كار مي‌كند. فضاي تنظيم‌ها نسبت به آلبوم اول خيلي فرق مي‌كند، آن هم به خاطر فضاي كاري نيما وارسته است و من چون اعتماد و اعتقاد زيادي به او دارم، دستش را باز گذاشته‌ام تا با آزادي عمل، سليقه خودش را اعمال كند.

بعد از موفقيت آلبومت، يكسري آهنگ از تو منتشر شد كه گفته مي‌شد از آلبوم دوم توست، ولي خودت مي‌گفتي هيچ كدام در آلبوم جديد تو جايي نخواهند داشت و آهنگ‌هايي است كه براي بقيه ساخته‌اي.

من حدودا دو سال است كه هيچ قطعه‌اي را در هيچ استوديويي ضبط نكرده‌ام. يعني حتي قطعاتي كه براي آلبوم جديد ساخته‌ايم را هم هنوز ضبط نكرده‌ام. آن آهنگ‌ها، قطعات قديمي من است. حتي در آن ميان آهنگي است كه مال 5 سال پيش من است. به هر حال وقتي كه ما معروف شديم و كارمان بازتاب پيدا كرد، ديگر هر قطعه‌اي كه قبلاساخته بوديم يا براي خوانندگان ديگر ساخته بودم (و در محافظت از آن دقت نداشتند) بيرون آمد. روي اسم ما هم حساسيت ايجاد شده بود و همين باعث شد كه آنها روي اينترنت پخش شود. اما من در جريان هيچ كدام از آنها نيستم. چون اصلا تصميم من اين بود كه بازار را خالي نگه دارم از كارهايم، تا آلبوم دوم را در فضاي مطلوب‌تري منتشر كنم و اين قضيه خلاف سياست كاري من بود. اما اين هم بالاخره جزو كار ماست. تمام خواننده‌هاي مطرح اين اتفاق برايشان افتاده، ولي اين قطعات كيفيت مطلوب ما را ندارند. قطعات آلبوم جديد من، هيچ كدام هنوز ضبط نشده‌اند كه بخواهند منتشر شوند.

پس چطور اين آهنگ‌هاي غيررسمي‌ات را در كنسرت اجرا كردي، اگر مي‌گويي مال تو نيست؟

خب به هر حال اينها قطعاتي است كه من در اين 5 سال ساخته بودم براي خودم و به دلايلي تصميم گرفتم كه در آلبومم نباشد.

چرا؟

احساس كردم قطعات بهتري مي‌تواند در آلبوم باشد. اما وقتي كارها منتشر شد، ديدم استقبال مردم از آنها خيلي خوب است و از آنجا كه مردم دوست داشتند ما يكي دو تا از آنها را اجرا كرديم و در كنسرت هم استقبال از آن قطعات خوب بود.

راجع به آن كنسرت هم كمي بگو و اينكه تا چه حد راضي‌ات كرد؟

آن كنسرت در جريان جشنواره موسيقي فجر در تالار بزرگ كشور برگزار شد و از همه لحاظ براي من خوب بود. خيلي مشتاق بودم كه از نزديك با مخاطبانم ارتباط داشته باشم. مي‌دانستم كه از كنسرت استقبال خواهد شد. ولي نمي‌دانستم كه تا اين حد. ما 13 قطعه اجرا كرديم و تقريباكل 13 قطعه را مردم از حفظ خواندند. تا آن حد از حفظ مي‌خواندند كه من نگران شده بودم كه اگر يك كلمه را اشتباه بخوانم، مردم دارند درستش را مي‌خوانند و آبروريزي خواهد شد! و اين مساله استرس مضاعفي به من داده بود. بعضي از نشريات هم نوشته بودند كه بعد از انقلاب هيچ كنسرتي برگزار نشده بود كه مردم تمام قطعات را از اول تا آخر بخوانند. خوانندگاني داريم كه مردم آنها را خيلي دوست دارند و 3-2 قطعه را همراهي مي‌كنند. اما اينكه 13 آهنگ كل كنسرت را بخوانند، شايد سابقه نداشته باشد. تا حدي كه تهيه‌كننده به من مي‌گفت دستمزد تو را نصفه مي‌دهم، چون بيشترش را مردم خواندند! به هر حال براي من بسيار خوشحال‌كننده بود. چون يك خواننده بايد چندين سال تلاش كند تا به جايي برسد كه مردم همه قطعاتش را حضور ذهن داشته باشند. من افتخار مي‌كنم كه در سال اول كارم اين اتفاق برايم افتاده و از مردم هم به خاطر اين همراهي‌شان متشكرم.

مي‌گفتي يك كنسرت در زمان تعطيلات نوروز داري، اما خبري نشد.

من قرار بود در مالزي كنسرت داشته باشم به همراه كاوه يغمايي. كاوه خودش مرا به تهيه‌كننده پيشنهاد داده بود. اما بعدا به دليل مشكلاتي كه كاوه دارد (و اينكه از ايران رفته است) حراست ارشاد به من اجازه اين اجرا را نداد و ما هم نرفتيم.

كاوه تو را از كجا مي‌شناخت؟ از قبل با هم ارتباط داشتيد؟

نه. به هر حال من چطور كاوه را مي‌شناسم؟ همانطور كه من مخاطب كارش هستم، او هم لابد مخاطب كار من بود!

تو به جز آن چند ماهي كه آلبومت غيررسمي (به نام يكي ديگر) منتشر شد، هيچ وقت قاطي جريان موسيقي زيرزميني نبودي...

آن هم روال كار در ارشاد داشت انجام مي‌شد كه آن اتفاق افتاد. من هرگز قاطي اين مسائل نشده‌ام و نخواهم شد. ما هر كاري كه انجام مي‌دهيم رو است. زيرزمين كاري نداريم. (خنده) ولي به عقيده من ارشاد هم بايد يك تجديدنظري بكند كه همه موزيك‌ها روزميني باشند. چون در آن صورت مي‌توان كنترل بهتري روي كارها داشت. بچه‌ها هم راحت‌تر مي‌توانند كار كنند. من استعدادهاي بسيارخوبي در اين بچه‌ها ديده‌ام. خودشان هم بايد بخواهند كه كارشان را در چارچوب ارشاد انجام دهند و ارشاد هم حمايت و مديريت كند. چون تمام اين آدم‌ها، فرزندان ايران‌اند.

به عقيده من موزيك سالم و غيرسالم نداريم. موزيك سالم موزيكي است كه به لحاظ تكنيكي مشكل نداشته باشد.تنها مي‌ماند بحث شعر و ترانه. چون مملكت ما بافت فرهنگي و مذهبي خاصي دارد. ارزش‌هايي وجود دارد كه ما بايد آنها را رعايت كنيم. ايران با آمريكا تفاوت دارد. آنها مگر چند سال قدمت دارند؟ در حالي كه ما پيشينه چندهزار ساله فرهنگي داريم. حالا زماني كه اين گروه‌ها زيرزمين فعاليت مي‌كنند، هيچ كنترلي روي آنها نمي‌توان داشت. اما اگر روي زمين باشند به راحتي مي‌توان آنها را هدايت كرد. اين پيشنهاد من به مسوولين ارشاد است.

نظرت راجع به اين شبكه‌هاي ماهواره‌اي وطني و كليپ‌هايشان چيست؟

من يك چيزي بگويم. تقريبا اكثر خواننده‌هايي كه مخاطب زيادي دارند، كساني هستند كه اصلا كليپ ندارند. مثل خود من، مثل بنيامين، مثل محسن چاووشي، مثل محسن يگانه، تقريبا رضا صادقي و... همه اينها بدون كليپ موفق شدند. كليپ نمي‌تواند شرط لازم و كافي براي موفقيت خواننده باشد. اما به هر حال همه جاي دنيا، كليپ نقش غيرقابل انكاري دارد. اگر كليپ باشد، خوب است. اما چند تا مشكل داريم؛ يكي اينكه ارشاد با اين قضيه مخالف است. مساله مهم‌تر اين است كه ما اصلا در ايران كليپ‌ساز نداريم، حتي كليپ‌ساز متوسط هم نداريم، همه ضعيف‌اند. اين باعث مي‌شود كه حتي اگر ارشاد هم مخالف اين قضيه نباشد، من هيچ وقت كليپ نسازم، چون كليپ‌سازهاي ما بسيار بسيار ضعيف‌اند.

شايد چون كانال و مجالي براي عرضه آن نيست.

صددرصد. اگرمجال داده شود، از آنجا كه ايراني‌ها آدم‌هاي خيلي باهوشي‌اند، من فكر مي‌كنم كه در مدت كوتاه به جاي خوبي برسند. اما فعلا كه مجالش نيست. اين كانال‌ها هم قضيه را لوث كرده‌اند وذهنيت مردم نسبت به كليپ‌هاي داخلي خراب شده است. اين كار سازماندهي خوب و حمايت دولتي مي‌خواست كه خب نداشت. بدون سازماندهي تا دويست سال ديگر هم به جايي نمي‌رسيم.

الان ديگر يك دهه از شروع دوباره موسيقي پاپ در ايران مي‌گذرد و اين 10 سال با افت و خيزهاي زيادي همراه بوده. اين دهه را چگونه مي‌بيني؟

به عقيده من بسيار مثبت است. زماني كه سال 77 موسيقي پاپ به راه افتاد، به عقيده من 99 درصد موسيقي مردم را لس‌آنجلس تامين مي‌كرد. الان فكر مي‌كنم 99 درصد مردم ايران، موزيك بچه‌هاي داخل ايران را گوش مي‌كنند. ما تقريبا موزيك لس‌آنجلسي را در ايران خشكانديم و اين حاصل زحمتي است كه بچه‌ها در اين سال‌ها كشيدند. به نظر من وظيفه ارشاد است كه از اين بچه‌ها تقدير كند. تا به حال كه خيلي خوب بوده. از اين به بعد هم بهتر مي‌شود. چون كلي استعداد ناب داريم كه مورد استقبال مردم‌اند.

در جريان موسيقي زيرزميني، آيا بوده‌اند كساني كه تو دوست داشته باشي كارشان را دنبال كني؟ حالا در هر سبكي كه مي‌خواهد باشد. راك، پاپ، رپ و...

بله، بوده‌اند كساني كه كارشان را شنيده‌ام و مي‌دانسته‌ام كه مجاز نيست ولي به عقيده من كارشان زيبا بوده و به لحاظ تكنيكي هم مشكلي نداشته.

مثلا؟

بايد اسم ببرم الان؟

ترجيحا!

هستند تعدادي! كه چون تعدادشان هم كم نيست، سعي مي‌كنم اسم نياورم و كارشان خوب است و من گوش مي‌كنم!

هيچ وقت به تلفيق در موسيقي‌ات يا لااقل استفاده از سازهاي ايراني در آن فكر كرده‌اي؟

كلا كار تلفيق كار خيلي پيچيده‌اي است. يعني صرف اينكه مثلا در موسيقي پاپ، از تار استفاده كني، لزوما اسمش تلفيق نيست. تلفيق بر مي‌گردد به هارموني. اينكه چگونه تلفيق انجام شود، به عقيده من مهمتر است تا صرف انجام آن. ولي نه، من هنوز به اين قضيه فكر نكرده‌ام.

برنامه‌هاي در دست اقدامت در حال حاضر چيست؟

راستش براي سال 87 برنامه كاري شلوغي دارم كه حالا تا جايي كه بشود برايتان توضيح مي‌دهم. اولين و مهمترين قضيه توليد آلبومم است كه اگر خدا بخواهد شهريورماه منتشر مي‌شود. تنظيم‌ها را نيما وارسته انجام داده و آهنگها از خودم است. در شعرها هم از داريوش شهرياري كمك گرفته‌ام و شعرها محصول من و داريوش هستند.

بخش ديگر كار من، قراردادي است كه با پروژه سينمايي «هفت دقيقه تا پاييز» (فيلم تازه عليرضا اميني) بسته‌ام و قرار است براي آن 3 قطعه بسازم و بخوانم. مثل آلبوم، ترانه‌ها از من و داريوش شهرياري است و تنظيم‌ها از نيما وارسته. روي اين كار هم وقت زيادي دارم مي‌گذارم. چون عليرضا اميني كارگرداني است كه اصولا فيلم‌هايش ارزشمندند و من دارم تمام تلاشم را مي‌كنم كه بتوانم به اين پروژه كمك كرده باشم.

برنامه ديگر من كنسرت‌ها و اجراهاي زنده است. چندين پيشنهاد از داخل و خارج از كشور داشته‌ام كه هر كدام را كه ارشاد مجوزش را صادر كند، برگزار مي‌كنيم.

علاوه بر اين قراردادي براي بازي در يك فيلم سينمايي بسته‌ام. اما به خاطر اينكه تهيه‌كننده اجازه درز هيچ گونه خبري به بيرون نداده است، فعلا نمي‌توانم اطلاعات خاصي بدهم. فقط در همين حد بگويم كه تمام عوامل فيلم از نويسنده تا كارگردان، هنرپيشه‌ها و... از افراد كاملا شناخته شده و كاربلد هستند. يك فيلم موزيكال است و قرار است چند قطعه در آن اجرا كنم و فكر مي‌كنم فيلم خوبي از آب دربيايد. اين هم بخش ديگري از برنامه من است و فكر كنم كه امسال سال پرترافيكي داشته باشم!

تو در كنار آهنگسازي و خوانندگي ترانه هم مي‌گويي. اين ماجرا ازكي شروع شده و چقدر برايت جدي بوده است؟

من اصلا معتقد نيستم كه چيزي كه مي‌نويسم ترانه است. اصلا شعر نيست.يك حرف دلي است كه من مي‌گويم و ممكن است مشكل وزن و قافيه و... داشته باشد. البته من اين را مشكل نمي‌دانم. چون اصلا اينها شعر و ترانه نيست كه وزن و قافيه بخواهد. به قول يكي از دوستانمان حرف دل كه وزن و قافيه لازم ندارد! و من معترضم به اين روند كه حتما بايد وزن و قافيه باشد! اينها فقط متني است كه روي موزيك من مي‌نشيند.

پس اينكه حرف دلت را بگويي ترجيح مي‌دهي به استفاده از ترانه حرفه‌اي و صحيح.

ترجيح مي‌دهم حرف دلم و باورم و آن چيزي كه بهش اعتقاد دارم را اجرا كنم، تا اينكه در يك چارچوب خاصي حركت كنم. البته چه بهتر كه بتوانيم آن حرف دل را در يك قالب اصولي بيان كنيم و شايد اضافه كردن داريوش شهرياري به اكيپ كاري‌مان هم به همين خاطر باشد. چون او از نظر علمي اين چيزها را خوب مي‌شناسد.

و نزديك‌تر بشويدبه آن شكل حرفه‌اي و مرسوم ترانه.

بله، دقيقا.

آن ترانه‌هاي غيررسمي كه از تو پخش شده و گفتي مال قديم بوده يا براي ديگران ساخته‌اي، تا به حال برايت دردسري درست نكرده؟

نه، به هيچ عنوان. وزارت ارشاد تحقيق مي‌كند. آنها هم به هر حال اين كاره‌اند و تجربه اين كار را فراوان دارند. شرايط را بررسي مي‌كنند و به اين نتيجه مي‌رسند كه آيا كار خود طرف بوده يا اينكه اتفاق افتاده. وزارت ارشاد در مورد من به اين نتيجه رسيده كه اتفاقي بوده.

يعني حتي ازت توضيح هم نخواسته‌اند؟

چرا، سوال كرده‌اند و من توضيح داده‌ام و خودشان تحقيق كرده‌اند تا به اين نتيجه رسيده‌اند. مطمئن باشيد اگر روزي به اين نتيجه برسند كه اين اتفاقي نبوده و كار خودم بوده، من ممنوع‌الفعاليت مي‌شوم!

فكر مي‌كني اين بهانه خوبي است براي ممنوع‌الفعاليت شدن يك موزيسين؟

 (فكر مي‌كند) نه. البته قبلا هم گفتم كه بايد در چارچوب قوانين حركت كرد. من دوست دارم تمام موزيسين‌ها بتوانند قانوني كار كنند و ازشان حمايت شود. حالا رفتار آنها نشان مي‌دهد كه مي‌تواند ارشاد را متقاعد كنند يانه.

اگر روزي شرايطي پيش بيايد كه نتواني در ايران كار كني (مثل آنچه در مورد شادمهر و... اتفاق افتاد)، احتمال دارد كه از ايران بروي؟

من همين الان هم كه دارم با تو صحبت مي‌كنم، تقريبا ازتمام شركت‌هاي لس‌آنجلسي پيشنهاد دارم، براي اينكه به آنجا كوچ كنم. ارشاد هم در جريان ماجرا هست. با من هم در اين باره جلسه گذاشته‌اند و صحبت كرده‌اند...

كه چي؟

از من توضيح خواستند. چون اطلاع داشتند كه با من مذاكره شده. ولي من در دقيقه اول تمام مذاكراتم به طرف اعلام كرده‌ام كه به هيچ وجه قصد خارج شدن از ايران را براي ادامه كارم ندارم. من دوست ندارم كه ممنوع‌الفعاليت شوم. ولي اگر روزي ممنوع‌الفعاليت شوم هم به هيچ عنوان به لس‌آنجلس نخواهم رفت. فقط موسيقي را به صورت حرفه‌اي كنار مي‌گذارم و براي دل خودم مي‌خوانم. چون ما ايراني هستيم و در كشورمان مي‌خواهيم زندگي كنيم و دوست دارم براي جوان‌هاي ايران بخوانم.

الان در كنارموسيقي كار ديگري داري؟

يعني بيزينس خارج از موسيقي؟ آره. من يك كافي‌شاپ - رستوران درگوهردشت كرج افتتاح كرده‌ام به اسم «راندوو» و يك كافي شاپ در سعادت‌آباد تهران به اسم «ناشناس» كه هنوز افتتاح نشده و همين روزها افتتاح مي‌شود. به هر حال بايد فكر بيزينس‌هاي ديگر هم بود ديگر. چون موزيك بيزينسي نيست كه بشود روي آن حساب كرد؛ البته در ايران!

الان شادمهر ايران را موفق‌تر مي‌داني يا شادمهر لس‌آنجلس؟

نظري ندارم!

حميد! نظرت درباره اين ماجراي «اشعار واسوخت» كه چندسالي است مد شده و در آن به يار و دلدار جفاكار فحش و فضيحت مي‌گويند چيست؟!

اين انتقاد من است به همكارانم. من خودم هميشه فضاي مثبت كار مي‌كنم. يعني نگاهم به عشق اين جوري است. طرف حتي اگر به عشقش نرسيده، نفرين نمي‌كند. يك جايي مي‌گويد «قسمت نميشه انگار دست تورو بگيرم» ولي در ادامه مي‌گويد «هيشكي مث من تورو دوست نداره». جوان‌ترين جمعيت دنيا نياز به اميد دارد، نه اين همه لعن و نفرين! بايد اين خودخواهي را كنار گذاشت و يك مقدار مثبت‌تر به قضيه نگريست و اين ذهنيت ناسالم را از جوانان دور كرد.ما كه نبض جوانان در دستمان است، بايد به شكلي كار كنيم كه آنها اميدوارانه‌تر به زندگي نگاه كنند تا اينكه مدام از خيانت و نفرين و... بخوانيم. به هر حال اين مد خوبي نيست.

گفتي كه قرار است در يك پروژه سينماي بازي كني. اين كار آيا از قبل برايت جدي بوده يا مثلا برايش دوره‌اي ديده‌اي؟

من قبل از آن 8-7 پيشنهاد ديگر هم داشتم كه همه را رد كردم. اما شرايط اين يكي فرق مي‌كرد. اين فيلم يك فيلم موزيكال است با عوامل بسيار حرفه‌اي. با برخي از دوستانم كه اهل فن‌اند مشورت كردم و احساس كرديم مي‌شود يك كار خوب انجام داد. دوره‌اي نديده‌ام. اما احساس مي‌كنم استعدادش را دارم! يعني تاييدم كرده‌اند.

نمونه‌هاي قبلي از اين دست فكر مي‌كني كارهاي موفقي بوده‌اند؟

نمونه‌اش فيلم‌هاي شادمهر.نمي‌دانم. در موردش خيلي حضور ذهن ندارم...

يا حتي خود رضا گلزار (كه مي‌دانم دوست صميمي توست) تا 3-2 سال قبل.

رضا به نظر من هنرمند بسيار موفقي است. او جزو كساني است كه باعث رونق سينماي ايران شده است. چون اگر گيشه نباشد، سينماي ايران زمين مي‌خورد و رضا در اين زمينه كمك زيادي كرده و سينماي تجاري مديون اوست.

حرفي اگر مانده؟

يك چيزي مي‌خواهم بگويم كه مي‌دانم ممكن است برايم دردسرساز شود ولي برايم مهم نيست. من هر حرفي كه احساس كنم درست است را مي‌گويم، مي‌خواهد برايم دردسر درست كند يا نه. انتقادي دارم از يك مجله‌اي به اسم «[...] جوان» كه به عقيده من بيشتر به فكر ضربه زدن به هنر است تا خدمت به هنر. من البته سعي مي‌كنم احساساتي حرف نزنم. اما بررسي اين نشريه چنين نتيجه‌اي براي من داشته. اينها بعد از كنسرت من (با آن استقبال خوب) مطالبي نوشتند كه فقط نگاه كردن به نيمه خالي ليوان بود و اصلاپايه و اساس نداشت. يا مثلا سوپراستار سينماي ايران را هدف قرار مي‌دهند و بدون توجه به اين كه او سالانه چند ميليارد به سينماي ايران پول تزريق مي‌كند، تنها نكات منفي او را مي‌بينند و اغلب با نظرهاي مغرضانه اهالي موسيقي و سينما و كلا هنر را مي‌رنجانند. اي كاش نشريه‌اي كه با بودجه دولتي اداره مي‌شود، مطلب تخصصي را به دست هر آدم غيرمتخصصي نمي‌سپرد. همين!



نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:





لينک ثابت |دو شنبه 28 تير 1389برچسب:,| موضوع: <-PostCategory-> |



درباره ما

 

وبلاگ هواداران حمید عسکری

 

پيوند روزانه

 

کیت اگزوز ریموت دار برقی
ارسال هوایی بار از چین
خرید از علی اکسپرس
مستر قلیون

نازترین سایت ایرانی
زیباترین سایت ایرانی

زیبا ترین قالب های وبلاگ
زیباترین ها
عکسهای خارجی

 

 

جستجو

 

Google
  
            
     در كل اينترنت
     در اين سايت

 

سرویس دهنده

 


Www.LoxBlog.Com

 

Copyright © 2010

Powered by: LoxBlog.Com|designer: NazTarin.Com